در برابر مسيحيت پرداخته و كتابهاي ديني مسيحيت را مورد استفادهٴ كامل قرار دادهاست. در فصل اول عبدالله سرگذشت جواني، تحصيلات و گرويدنش را به اسلام ميگويد؛ در فصل دوم مشاهداتش را در تونس ذكر ميكند و سلطان ابوفارس عبدالعزيز را بهخاطر بخشندگياش، ساخت يك بيمارستان و ايجاد كتابخانهاي در جامع زيتونه، پرهيزش از گرفتن ماليات از مشاغل حرام و غيره بهگرمي ميستايد.
3. يهوديان نومسيحي اسپانيا
سليمان بن اسحاق لاوي
يهودي اسپانيايي، عبريدان و متكلم (حدود 1351ـ 1435). پدرش كه اهل آراگون يا ناوار بود، در نيمهٴ اول قرن چهاردهم در بورگوس اقامت گزيد. خانوادهاش بسيار ثروتمند و صاحب نفوذ بود. سليمان در حدود 1351 در بورگوس به دنيا آمد؛ به تحصيل تلمود پرداخت و رابي شد؛ او از فاضلترين و در عينحال ثروتمندترين مردان شهر بود. درسال 1390 (يا 1391) به دين مسيحي درآمد و نام پابلو دو سانتاماريا را برخود نهاد.
اين رويداد مهمي در بورگوس بود، چون دو برادرش پرو گارسيا دو سانتاماريا (يا پدرو سوارز) و آلوار گاردا دو سانتاماريا، همچنين چهار خواهر و برخي كودكان، همگي در آن زمان غسل تعميد يافتند. ولي همسرش خُوانا حاضر نشد از دينش دست بكشد و در سال 1420 بهعنوان يك يهودي درگذشت.
سليمان يا آنطور كه حال بايد او را بناميم، پابلو با فضلاي زيادي تماس داشت، از قبيل اسحاق بن شِثِت، ماهر الگوادث، يوسف اورابوئنا، و اعضاي خانوادهٴ لُرقي و پس از مسيحي شدن هم به مكاتبه با آنان ادامه داد.
پابلوي بورگوسي در پاريس درس خواند، از لندن ديدار كرد، سرشماس تروينيو، اسقف قرطاجنه (1403)، مهردارشاه (1406) در زمان انريكوي سوم كاستيلي و پس از مرگ او (1406) عضو شوراي سلطنت كاستيل و سراسقف بورگوس (1415) شد؛ در سال 1435 درگذشت.
او چند سال پس از تعميد يافتن، به تنظيم، تحشيه و تصحيح تفسير نيكولاي ليرايي (چهاردهم ـ1) پرداخت. اين تصحيحات در سال 1429 به پايان رسيد و موجب شريك شدن پابلو در شهرت نيكولاي ليرايي شد و همراه با كتاب او بارها انتشار يافت. ولي تصحيح يك نومسيحي ساير مفسران را ناراحت كرد و سبب شد يكي از آنان، يعني ماتياس دورينگ اِرفورتي (وفات: حدود 1465) فرانسيسي آلماني در حدود 1434ـ1440،
تصحيحات بورگوسي مخرب را برضد وي بنويسد. اين جوابيه كمابيش بهطور كامل در برخي چاپهاي تفسير نيكولا ديده